|
نیروی گرانش ، همواره جذب میکند و مایل است که ذرات ماده را همیشه به هم نزدیکتر سازد. ما به این سبب وزن داریم که جرم زمین جرم بدن ما را به طرف خود میکشد و در نتیجه نیروی گرانشی هر یک از اتمهای بدن ما ، اتمهای دیگر را به طرف خود میکشد. از آنجا که جرم یک ستاره معمولی بسیار زیاد است و حتی ممکن است یک میلیون بار بیشتر از جرم زمین باشد، گرانش درونی آن نیز بسیار شدید است. ستارهای رو به مرگ ، مانند خورشید در هم فرو میرود تا به اندازه زمین برسد. در این روند هیچ انفجار واقعی و قابل توجهی رخ نمیدهد. ستاره فقط به تودهای از خاکستر رادیواکتیو تنزل میکند و به آرامی سوسو میزند. در این مرحله ، ستاره به یک کوتوله سفید تبدیل میشود. یک فنجان از ماده آن یک صد تن وزن دارد. اگر جرم ستارهای بسیار بیشتر از خورشید باشد، فشار فرو ریزش مرحله کوتوله سفید را نیز پشت سر میگزارد و متوقف نمیشود، آن قدر فرو ریزش ادامه مییابد که قطر ستاره به حدود ده کیلومتر میرسد. در این نقطه ستاره گلولهای است چگال از ذرات هستهای که آن را ستاره نوترونی مینامند. یک فنجان از ماده آن یک میلیون میلیون تن وزن دارد. برخی از ستارگان نوترونی به سرعت میچرخند و در هر بار چرخش تابشهایی در طول موج رادیویی گسیل میکنند، این گونه ستارههای نوترونی ، تپ اختر (پولسار) نام دارد. در قلب سحابی خرچنگ ، تپ اختری وجود دارد که سی بار به دور خود میچرخد. یک ستاره نوترونی بدون وقوع یک انفجار شدید اولیه شکل نمیگیرد. ستاره رو به مرگ ممکن است در چند ثانیه آخر حیات خود بهصورت یک ابر نواختر شعلهور شود. درخشش آن چند روز از تمام کهکشانها پیشی میگیرد. از بخش مرکزی ابرنواختر ، یک ستاره نوترونی پدید میآید. جرم ستارگان نوترونی نمیتواند بیشتر از دو برابر جرم خورشید باشد. هیچ چیز ، از موشک گرفته تا ذرات نور و علائم رادیویی نمیتوانند از سطح ستاره منقبض شده ، بگریزند. این گرانش به قدری نیرومند است که همه چیز را به طرف خود میکشد. ما فقط میدانیم که در این حالت ، ستاره به یک سیاهچاله تبدیل میشود. سیاهچاله را نمیتوان دید، زیرا نور نمیتواند آن را ترک کند. جرم سیاهچالهها پیوسته مواد دیگر را به طرف خود میکشد و به این ترتیب است که نمیتوان آنها را آشکار کرد. چون سیاهچاله به دور ستاره دیگر میگردد، اثر شدیدی بوجود میآورد. چگونگي تولد يك ستاره
آغاز زندگي ستاره و درخشش در آسمان فرآيند واكنشهاي پروتون ـ پروتون در واقع مرحله سوختن هيدروژن است. طول اين فرآيند و سوختن هيدروژن به وزن و جرم ستاره بستگي دارد. در ستارگان عظيم و بزرگ، وزن عظيم ستاره فشار زيادي را به هسته وارد ميكند و حرارت و دما را بسرعت بالا ميبرند. اين ستارگان سنگين بسيار روشن و درخشان هستند. ولي عمر كوتاهي دارند و نسبت به ستارگان كوچك، زندگي كوتاهتري دارند. زماني كه ميزان انرژي حاصل از فرآيند سوختن هيدروژن پايان ميپذيرد، برخوردهاي درون ستارهاي دوباره آغاز ميشود و فشار و دما بشدت بالا ميرود و واكنشهاي هستهاي بين هيدروژن و ليتيوم و ديگر فلزات سبك آغاز شده، حرارت و فشار بسيار زياد توليد ميشود و اين فشار عظيم سبب تبديل هيدروژن به هليوم و تبديل هليوم به كربن، نيتروژن و اكسيژن ميشود و اين چرخه ادامه مييابد تا زماني كه همه هيدروژن سوخته و تمام شود و در اين زمان ستاره به بزرگترين ميزان اندازه خود ميرسد كه به آن غول قرمز (Red giant) ميگويند. مرگ ستاره زماني كه يك ستاره به بالاترين ميزان درخشش ميرسد در حقيقت به زمان افول و مرگ خود نيز نزديك ميشود. در اين مرحله كه تمام گاز هيدروژن و هليوم تمام شده و ديگر خبري از واكنشها در هسته ستاره نيست، هسته سردترشده و منبسط ميگردد و از تراكم آن كم شده و از درخشندگي و فروغ ستاره كاسته و در اين مرحله هسته باقيمانده، به جرمي به نام كوتوله سفيد (White Dwarf) تبديل ميشود. ستاره لحظه به لحظه تيره و تاريكتر و كم فروغتر ميشود و درخشش آن كاملا متوقف ميگردد. در اين زمان ستاره تبديل به جرمي سياهرنگ شده و زندگياش پايان يافته و پس از ميليونها سال درخشندگي ميميرد. دراين مرحله كه ستاره جسمي مرده است، جرم سياه، چاله سياه يا كوتوله سياه (Black Dwarf) مينامند. تفاوت زندگي ستارههاي كوچك و ستارههاي بزرگ ستارگان كوچك به ستارگاني گويند كه حداكثر اندازهاي برابر با نصف خورشيد داشته باشند. ستارگان عظيم ستارگاني هستند كه حداقل 3 برابر خورشيد باشند و گاهي اندازه آنها به 50 برابر خورشيد نيز ميرسند كه اين تفاوت در اندازه، اولين تفاوت آنهاست. ستارههاي كوچك و بزرگ تقريبا به يك شكل متولد ميشوند، زندگي ميكنند و ميميرند، اما تفاوتهايي نيز با هم دارند. يكي از تفاوتها در طول عمر اين ستارگان است. ستارگان كوچك عمر بسيار طولانيتري نسبت به ستارگان بزرگتر دارند، به طوري كه عمر ستارگان كوچك ميتواند تا 10 بيليون سال طول بكشد در حالي كه عمر يك ستاره بزرگ در نهايتا ميتواند حدود ميليونها سال باشد. تفاوت ديگر آن است كه وقتي يك ستاره كوچك ميميرد از آن جرمي سياه باقي ميماند كه به آن كوتوله سياه (Black Dwarf) ميگويند، در حالي كه وقتي ستاره بزرگ ميميرد تبديل به يك چاله فضايي ( Black Hole) ميشود. ستارهها در مكانهايي از فضا كه حاوي تودههاي عظيم گاز و گرد و غبار است، متولد ميشوند. به اين مكانها Nebulae ميگويند. اين كلمه در انگليسي به معناي تودهها و ابرهاي گاز و گرد و غبار است. اين تودههاي عظيم حاوي گازهاي هيدروژن و هليوم هستند. گاه بر اثر جاذبهاي كه در اين تودهها ايجاد ميشود، اين گازها و تودهها به هم نزديكتر، گرمتر و متراكمتر ميشوند و در اين زمان، جسم ستاره بر اثر برخوردهايي كه تحت نيروي جاذبه، حرارت و گرماي دروني اين تودهها رخ ميدهد، شروع به شكلگيري ميكند و فرمي به خود ميگيرد كه به آن پيش ستاره (Protostars) ميگويند. هرگاه پيش ستاره مواد لازم را براي تبديل شدن به ستاره در خود داشته باشد حرارت در مركز آن افزايش چشمگيري مييابد و واكنشهاي هستهاي در آن آغاز ميشود. در اين هنگام مولكولهاي هيدروژن يونيزه و الكترونها به پروتونهاي منفرد تبديل ميشوند و بر اثر انقباض و تركيب گازها، حرارت اين تودهها افزايش مييابد تا جايي كه به حدود 10 ميليون درجه سلسيوس (18 ميليون درجه فارنهايت) ميرسد. در اين حرارت يك سري واكنشهاي هستهاي در درون هسته و مركز توده اتفاق ميافتد كه به اين فرآيند، واكنش پروتون ـ پروتون ميگويند. در اين واكنشها، پروتونها با هم تركيب و به نوترون تبديل ميشوند . در طول اين فرآيندها برخي از اجزاي دروني از بين رفته و به انرژي تبديل ميشوند. در اين مرحله برخوردها و واكنشهاي درون هستهاي متوقف و تعادل بين حرارت و جاذبه ايجاد و ستاره ما شكل گرفته و متولد ميشود.
|
About💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
|